﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾
در محیط ما شهرت دارد که قرآن مجید دوبار ازسوی خداوند سبحان بر پیامبر گرامی اسلام ص نازل شده است و این شهرت مولود تفاسیر و مقالاتی است که نویسندگانی چند، در میان ما به فارسی نگاشتهxadاند (نه تفاسیر فنّی و قدیمی). بهxadعنوان نمونه: در یکی از تفاسیر جدید فارسی (که از داشتن مطالب ارزنده هم خالی نیست) آمده است: «قرآن دارای دو نوع نزول بوده است. اوّل نزول دفعی و جمعی که یکجا ازسوی خداوند بر قلب پاک پیامبر ص در ماه رمضان و شب قدر نازل گردیده، دوّم نزول تدریجی که برحسب شرائط و حوادث و نیازها در طیّ 23 سال نازل شده است(1)». البتّه در تفسیرهای قدیمی نیز سخن از تکرار نزول قرآن رفته ولی نزول دوبار(دفعی و تدریجی) بر قلب رسولxadخداص، سخنی تازه شمرده میxadشود.
در تفسیر فارسی دیگری (که آنxadهم مطالب ارزندهxadای دارد) نویسندۀ محترم مرقوم داشته است: «از آیاتی که قرآن و نزول آن را تعریف و توصیف میxadنماید، بهxadوضوح برمیxadآید که قرآن به دوصورت مشخّص و در دو مرتبه نازل شده است. اوّل بهxadصورت نزول بسیط و جمع و پیوسته، دوّم بهxadصورت باز و تدریجی و تفصیلی(2)».
منشأ این برداشت، چند چیز است: یکی کاربُرد واژۀ «إنزال» و تفاوت آن با «تنزیل» در قرآن مجید که به گمان هردو مفسّر محترم، اوّلی برای نزول دفعی و دوّمی برای نزول تدریجی به کار رفته است. درحالیxadکه آیۀ 32 از سورۀ شریفۀ فرقان، خلاف این برداشت را بهxadوضوح نشان میxadدهد زیرا از قول کافران گزارش میxadفرماید که گفتند: لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً (چرا این قرآن یکباره براو فرود نیامده است؟!). همانطورکه ملاحظه میxadشود برای نزول دفعی، در این آیۀ شریفه لفظ «نُزِّلَ» از مصدر تنزیل، بهxadکار رفته، نه لفظ «اُنزِلَ» از مصدر إنزال! و این با ادّعای مفسّران محترم سازگار نیست.
دوّم آنکه یکی از آندو مفسّرمحترم مرقوم داشته است: پیامبرص قبل از نزول تدریجی قرآن، از آن آگاهی داشت! بهxadدلیل آیۀ 114 از سورۀ طه که میxadفرماید ﴿وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ﴾:آنگاه آیۀ مزبور را چنین ترجمه میxadنماید: «پیش از آنکه وحی دربارۀ قرآن برتو نازل شود، نسبت به آن عجله مکن(3)». متأسّفانه مفسّرمحترم در ترجمۀ آیۀ شریفه دچار اشتباه شده (و از اینجا در نتیجهxadگیری، به خطا افتاده است) زیرا ﴿ يُقْضَى إِلَيْكَ﴾ را به معنای «یُنزَل إلَیک» پنداشته، درصورتیxadکه به معنای «یُتَمّإلَیک» میxadآید. ولی از حُسن توفیق، در جای دیگر از تفسیرش آن را بهxadدرستی ترجمه نموده و نوشته است: «نسبت به قرآن عجله مکن، پیشxadاز آنکه وحی آن بر تو تمام شود(4)». آری، رسولxadخدا ص شتاب میxadورزید و بهxadهمراه پیک وحی (جبریل ع) آیات شریفه را پیشxadاز تمام شدن آنها، میxadخواند. آنگاه فرمان یافت تا پس از اتمام قرائت جبریل، قرآن را تلاوت نماید و این امر به هیچوجه نشان نمیxadدهد که پیامبر ص پیشxadاز نزول قرآن، از آن آگاهی داشته است! چنانکه بازهم مفسّرمزبور در تفسیرآیۀ مذکور میxadنویسد: «و از آنجا که گاه پیامبرص بهxadخاطر عشق به فراگیری قرآن و حفظ آن برای مردم، به هنگام دریافت وحی عجله میxadکرد و کاملاً مهلت نمیxadداد تا جبرئیل سخن خود را تمام کند، در دنبالۀ این آیه چنین به او تذکّر داده میxadشود: و نسبت به قرآن عجله مکن پیشxadاز آنکه وحیآن تمام شود: ﴿وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ﴾(5).
سپس میxadنویسد: «و بعضی گفتهxadاند چون آیات قرآن مجید یکبار بهxadصورت جمعی در شب قدر بر قلب پیامبرص نازل شده و یکبارهم بهxadطور تدریجی در مدّت 23 سال، لذا پیامبرص بهxadهنگام نزول تدریجی آیات، گاه پیشقدم بر جبرئیل میxadشد. قرآن دستور میxadدهد در این کار عجله مکن و بگذار نزول (دفعی و) تدریجی هرکدام بهxadموقع خود انجام گیرد. ولی تفسیر نخست، نزدیکتر بنظر میxadرسد(6)». چنانکه ملاحظه میxadشود، نویسندۀ محترم در پایان سخن، قولی را که از دیگران گزارش نموده، نمیxadپسندد و قول اوّل را نزدیکتر به تفسیر آیۀ شریفه میxadشمرد.
سوّمین دستاویزی که بدان پرداختهxadاند، آیۀ اوّل از سورۀ کریمۀ هود است که میxadفرماید: ﴿كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ﴾یکی از دو مفسّر محترم، آیۀ شریفه را چنین ترجمه میxadنماید: «کتابی است که آیات آن استوار و سخت بهم پیوسته شده سپس باز و تفصیل داده شده ازجانب حکیم خبیر است(7)». ولی این ترجمه، نشان میxadدهد که آیات قرآن از دو صفت (استحکام و تفصیل) برخوردارنـد امّا اینکه قرآن، دوبار نازل شده اسـت! به هیچوجه از آیۀ مزبور برنمیxadآید.
چهارمین دستاویز ایشان، روایتی مروی از امام صادق ع و نیز از ابن عبّاس است. مفسّرمزبور در اینxadباره میxadنویسد: «خلاصۀ مضمون این روایات بااختلاف در تعبیر چنین است: قرآن بهxadصورت جمعی در شب قدر یا ماه رمضان از بیت المعمور یا لوح محفوظ یا آسمان بالا، به آسمان دنیا نازل شده سپس از آن به تدریج و تفریق در مدّت 23 سال فرود آمده است(8)».
این روایات که از امام صادق ع و ابن عبّاس مأثورند، در مقام بیان نزول جمعی و تدریجی آمدهxadاند ولی تصریح دارندکه نزول جمعی قرآن از لوح محفوظ به آسمان نزدیکتر(السّماء الدّنیا) صورت پذیرفته است، نه بر قلب پیامبراکرم ص و لذا اثبات نمیxadکنندکه نزول دفعی و تدریجی قرآن، در یک منزل یا در «وعاء واحد» رخ داده است. پس آنچه قابل انکار نیست همانست که در مدّت 23 سال، قرآن کریم بهxadتدریج بر رسولxadخدا ص نازل شده و نزول آسمانی آن از نزول زمینی جدا بوده است. دلیلی که این امر را تقویت میxadنماید آیۀ 32 از سورۀ شریفۀ فرقان است که آن را در صدر مقاله آوردهxadایم. در آیۀ مزبور میxadخوانیم که کافران بهxadرسم اعتراض، پرسیدهxadاند: لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً (چرا این قرآن یکباره بر او فرود نیامده است؟!) اگر قرآن کریم، نزول دفعی داشت دربرابر این اعتراض لازم بود که پاسخ داده شود: چنان نیست، قرآن یکباره هم بر پیامبر نازل شده است! ولی آیۀ مورد بحث در سورۀ فرقان، ابتدا سخن کافران را تصدیق میxadنماید: ﴿كَذَلِكَ﴾ (چنان است). آنگاه حکمت نزول تدریجی قرآن را بیان میxadکند: ﴿لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا﴾یعنی: تا قلب تو را بدان استوار داریم و آن را با درنگ تمام (برتو) خواندهxadایم. بهxadقول زمخشری در کشّاف: «وَقَولُهُ (کَذلِکَ) جَوابٌ لَهُم، أي: کَذلِکَ اُنزِلَ مُفَرَّقاً وَالحِکمَةُفِیهِ أن نُقَوِّیَ بِتَفرِیقِهِ فُؤادَکَ»(9) («کَذلِکَ» پاسخِ آنها است یعنی آری؛ قرآن بهxadتدریج نازل شده وحکمتش آنستکه قلب تورا با نزولِ پراکندۀ آن، نیرو بخشیم).
میxadبینیم که قرآن مجید از تثبیت قلب پیامبرص سخن میxadگوید و این امر در کشاکش حوادثِ صدر اسلام با نزول وحیxadهای مکرّر، لازم میxadآمده است و بهxadویژه حکایت رویدادهایی که برای دیگر فرستادگان خدا ع پیش آمده بود، رسول اکرم ص را به استقامت و پایداری برمیxadانگیخت چنانکه درسورۀ هود فرموده است: وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ (هود/120) (از اخبار رسولان همه را برتو میxadخوانیم، چیزهاییxadکه دلت را بدانها استوار سازیم). علاوه براین، نزول تدریجی قرآن در تربیت جامعۀ مسلمانان بهxadصورت مرحلهxadای، نقش مؤثّری داشته است و ازاینرو میxadفرماید: وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ (الإسراء/106) (و قرآنی که آن را در بخشهایی جدا از یکدیگر فرستادیم تا آن را برمردم با تأنّی و درنگ بخوانی). بنابراین فرضیّۀ نزول دوگانۀ قرآن را باید کنار نهاد چنانکه از مشاهیر امامیّه، کسانی چون شیخ مفید و شریف مرتضی در نفی این فرضیّه، کوشیدهxadاند. شیخ مفید در رسالۀ «تصحیحُ الإعتقادِ بِصَوابِ الانتِقاد» که آن را در شرح عقاید ابنبابویه (أبوجعفر محمّد بن علیّ بن الحسین) و نقد آنها نگاشته است، دربارۀ نزول جمعی قرآن با وی به مناقشه برمیxadخیزد (بااینکه ابن بابویه، به نزول جمعی قرآن، بر آسمان نزدیکتر عقیده داشته نه بر قلب رسول اکرم ص) و میxadفرماید: «الَّذي ذَهَبَ إلَیهِ أبو جَعفَرٍ فِی هذَا البابِ أصلُهُ حَدیثٌ واحِدٌ لا یُوجِبُ عِلماً وَلا عَمَلاً وَنُزُولُ القُرآنِ عَلَی الأسبابِ الحادِثَةِ حالاً فَحالاً»(10) (آنچه ابوجعفر در این باب بهxadسوی آن رفته، اصلش خبر واحدی است که نه موجب علم میxadشود و نه موجب عمل! و نزول قرآن بنا بر اسباب و احوالی بوده که یکی پس از دیگری روی داده است). آنگاه شواهدی را از قرآن کریم میxadآورد که از اسباب نزول آن حکایت میxadنمایند. آری؛ میxadتوان گفت اگر آیۀ شریفۀ ﴿عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ﴾(11) (التوبۀ/ 43) قبلاً بر پیامبرص نازل شده بود، دیگر امکان نداشت که رسولxadخداص به کسانی اجازه دهد تا به جهاد حاضر نشوند. یا چنانچه آیۀ: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ﴾(12) (التحریم/1) قبلاً نزول یافته بود، ممکن نبود که رسولxadخداص بهxadخاطر رضایت همسرانش امری را برخود ممنوع سازد. و شیخ مفید به نزول قرآن در شب قدر هم اشاره میxadکند و آن را بخشی ازقرآن (یا آغاز نزول قرآن) میxadشمرد و میxadنویسد:
«أنَّهُ نَزَلَ جُملَةٌمِنهُ فِی لَیلَةِالقَدرِثُمَّ تَلاهُ مانَزَل مِنهُ إلَی وَفاةِالنَّبِیِّص»(13).
یعنی: « همانا بخشی از قرآن در شب قدر نازل شد سپس آنچه که از قرآن نزول یافت تا زمان وفات پیامبرص درپی آن آمد.»
و سخن شیخ نباید مایۀ شگفتی شود چرا که در عرف قرآن، بخشی از کتاب خدا نیز «قرآن» نامیده شده مانند آیۀ کریمۀ: ﴿وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ﴾ (الأحقاف/29)و امثال آن.
زیرنویس:
1- به تفسیر نمونه، اثر آقای ناصر مکارم شیرازی، ج21، ص149 نگاه کنید.
2- به تفسیر پرتوی از قرآن، اثر مرحوم آقای طالقانی، جزء آخر، ص 192 بنگرید.
3- به تفسیر نمونه، ج21، ص149 نگاه کنید.
4- به تفسیر نمونه، ج13، ص310 بنگرید.
5- تفسیر نمونه، ج13، ص312.
6- تفسیر نمونه، ج13، ص313 و314.
7- تفسیر پرتوی از قرآن، جزء آخر، ص193.
8- تفسیر پرتوی از قرآن، جزء آخر، ص193. (متن روایت در مجمع البیان بدینصورت آمده: «إنَّ اللهَ أنزَلَ جَمِیعَ القُرآنِ فِی لَیلَۀِ القَدرِ إلَی السَّماءِ الدُّنیا ثُمَّ أنزَلَ عَلَی النَّبِیِّ بَعدَ ذلِکَ نُجُوماً فِی طُولِ عِشرِینَ سَنَۀٍ»).
9- تفسیر کشّاف، ج3، ص278.
10- تصحیح الإعتقاد، اثر شیخ مفید، (فصلٌ فِی نُزُولِ القُرآن)، ص102.
11- «خدا از تو درگذرد، چرا به آنها اجازه دادی (که به جهاد نیایند)»؟
12- «ای پیامبر چرا چیزی را برخود حرام میxadکنی که خدا برایت حلال کرده است درحالیxadکه خشنودی همسرانت را میxadجویی»؟
13- تصحیح الإعتقاد، ص103.(این قول در مجمع البیان نیز نقل شده است که: إنَّ اللهَ تَعالَی ابتَدَءَ إنزالَهُ فِی لَیلَۀِ القَدرِ مِن شَهرِ رَمَضان).
استاد مصطفی حسینی طباطبایی دامت برکاته...ما را در سایت استاد مصطفی حسینی طباطبایی دامت برکاته دنبال میکنید
برچسب: بازنگری در معانی قرآن,دانلود کتاب بازنگری در معانی قرآن, نویسنده: بازدید: 120