﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾
این آیۀ شریفه دربارۀ موسی ع آمده است و میxadفرماید: «چون (موسی) به توانمندی خود رسید و استوار گشت، او را حُکم و دانش دادیم و نیکوکاران را چنین پاداش میxadدهیم». نظیر همین آیۀ کریمه را (با حذفِ: وَ استَوی) در سورۀ مبارکۀ یوسف(1) ملاحظه میxadکنیم که با وی پیوند دارد. برخی از مفسّران قرآن، این بخشش خداوندی را مربوط به زمان پیشxadاز نبوّت موسی ع دانستهxadاند، به قرینۀ آنکه ماجرای بعثت موسوی در چند آیۀ بعد قرار گرفته است ازاینرو ابوجعفر طبری ازقول مجاهد آورده که گفت: «الفِقهُ وَالعَمَلُ قَبلَ النُّبُوَّة»(2) (بدو فهم و کردار نیک، پیشxadاز پیامبریش دادیم). شیخ طبرسی در «مجمعxadالبیان» دو قول را دراینباره گزارش نموده ومیxadنویسد: «فَعُلِّمَ مُوسی وحُکِّمَ قَبلَ أن یُبعَثَ نَبِیّاً. وَقِیلَ: نُبُوَّةًوَعِلماً»(3) (به موسی ع، علم و حُکم داده شد، پیشxadاز آنکه به نبوّت مبعوث گردد. و گفته شده که مراد، دادن نبوّت و علم است). شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر «روح الجنان» تنها بر قول به نبوّت بسنده نموده و نوشته است: «مراد به حُکم و علم، نبوّت است یعنی ما او را نبوّت دادیم(4)». امّا این مفسّران محترم هیچیک دلیلی نیاوردهxadاند که ثابت کند این عطیّۀ خداوندی، پیشxadاز نبوّت بوده یا همان مقام نبوّت و دانشِ پیامبری بوده است؟! تاآنجا که فخرالدّین رازی در تفسیر «مفاتیح الغیب» میxadنویسد: «لَیسَ فِی الآیَةِدَلِیلٌ عَلی أنَّ هذِهِ النُّبُوَّةَکانَت قَبلَ قَتلِالقِبطِیِّ أوبَعدَهُ؟ لِأنَّ (الواوَ) فِی قَولِهِ: (وَدَخَلَ المَدِینَةَ... ) لا تُفِیدُ التَّرتِیبَ». (در آیه، دلیلی وجود ندارد که نشان دهد این نبوّت، پیش از قتل مرد مصری بوده یا بعدازآن رخداده زیرا حرف «واو» در گفتار خداوند که فرمود: وَدَخَلَ المَدِینَةَ... فایدۀ ترتیب را نمیxadرساند)!
بهxadنظر ما، مشکل این مفسّران گرامی دراینxadمورد ازآنجا سرمیxadزند که آیۀ شریفۀ فوق را با آیات دیگر که دربارۀ موسی ع آمده، نسنجیدهxadاند وگرنه، به وحدت رأی میxadرسیدند زیرا خدایتعالی در سورۀ شعراء فرموده: چون فرعون مصر از قتل مرد مصری با موسی ع سخن گفت، موسیع بدو پاسخ داد:
﴿فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ* فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ﴾ (الشعراء/ 20- 21).
یعنی: «من، آنxadکار را هنگامی کردم که از گمراهان بودم (راه را نمیxadشناختم) پس چون از شما ترسیدم،(از سرزمینتان) گریختم. سپس خداوندم مرا حُکم بخشید و از فرستادگانم قرار داد.»
چنانکه ملاحظه میxadشود، حُکم خداوند، زمانی نصیب موسی ع گشت که مرد مصری کشته شده وموسی ع ازمصر گریخته بود واین آیۀ روشن، میxadتواند به نزاع مفسّران پایان دهد. بنابراین، مراد از حکم، همان فرمان إلهی است که در هنگام نبوّت موسی ع بدو رسید. دراینجا به شیوۀ بیان قرآن کریم (چنانکه در مقالۀ 27 اشاره شد) باید توجّه کرد که ماجرای موسی ع را ازکودکی تا نبوّت گزارش میxadکند. سپس اجمال مزبور را به تفصیل میxadبرد و شرح ورود نابهنگام موسی ع را به شهر میxadآورد و داستان وی را ادامه داده به آخر میxadرساند.
امّا فخررازی اشکالی چند براینکه حُکم خدایتعالی به موسی ع، همان نبوّت وی میxadباشد آورده و میxadنویسد:
(الأوّل)إنَّالنُّبُوَّةَأعلَیالدَّرَجاتِالبَشَرِیَّةِفَلابُدَّوَأنتَکُونَ مَسبُوقَةًبِالکَمالِ فِی العِلمِ وَالسِّیرَةِالمَرضِیَّةِالَّتِی هِیَأخلاقُ الحُکَماءِوَالکُبَراء.
(الثّانی) إنَّ قَولَهُ «وَکَذلِکَ نَجزِی المُحسِنِینَ» یَدُلُّ عَلی أنَّهُ أعطاهُ الحُکمَ وَالعِلمَ مُجازاةًعَلیإحسانِهِوَالنُّبُوَّةُ لا تَکُونُ جَزاءً عَلَی العَمَل.
(الثّالِث) إنَّ المُرادَ بِالحُکمِ وَالعِلمِ لَو کانَ هُوَ النُّبُوَّةُ لَوَجَبَ حُصُولُ النُّبُوَّةِلِکُلِّ مَن کانَ مِنَ المُحسِنِینَ لِقَولِهِ: وَکَذلِکَ نَجزِی المُحسِنِین.(5)
یعنی: «نخست آنکه: پیامبری، بالاترین درجات بشری بهxadشمار میxadآید ازاینرو ناچار باید به کمال دانش و رفتار پسندیده مسبوق باشد که همان اخلاق حکیمان و بزرگان است.
دوّم آنکه: گفتار خداوند که فرمود: ﴿وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾ دلالت دارد براینکه خدا به پاداش نیکوکاری، حُکم ودانش به موسی ع داد ولی پیامبری، پاداشِ عمل نیست.
سوّم آنکه: اگر مراد از حُکم و علم همان نبوّت باشد لازم میxadآید هرشخص نیکوکاری به نبوّت رسد چرا که خداوند در خاتمۀ آیه فرمود: ﴿وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾!
برای ایرادات فخررازی یک پاسخ کلّی داریم و آن ازاین قرار است که: چون در پایان آیۀ مورد بحث، میxadفرماید: ﴿وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾ فخررازی نمیxadپذیرد که حُکم و علم، همان نبوّت و دانش پیامبری باشد ولی قرآن کریم درسورۀ شریفۀ أنعام بهxadصراحت از «هدایت پیامبران» یاد میxadنماید و سپس میxadفرماید: ﴿ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾ هرپاسخی که فخررازی بدین موضوع میxadدهد، همان، پاسخ ما به اشکالات اوست!
چنانکه در آیۀ 84 از سورۀ أنعام میxadخوانیم: ﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾.
أمّا پاسخ به تک تک ایرادهای وی، اجمالاً از این قرار است: اوّلاً ما سراغ نداریم که پیامبران خدا از میان حکماء و علمای رسمی انتخاب شده باشند. کدام حکیم و فیلسوف، به مقام نبوّت رسیده است؟! امّا میxadدانیم که محمّد اُمّی ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَیه ـ به نبوّت و رسالت وحتّی خاتمیّت نائل گشت! ثانیاً نیکوکاری و اخلاق پاکیزه، یکی از علل وصول به نبوّت شمرده میxadشود ولی «علّت تامّه» یا «تمام العلّة» نیست. استعدادهای دیگری نیز برای وصول به نبوّت لازم است. ثالثاً باتوجّه بدانچه گفتیم همۀ نیکوکاران بنا بر آیۀ موردبحث، از خداوند کریم، پاداش خواهندگرفت ولی چون نیکوکاری، تنها علّت برای احراز مقام نبوّت نیست لذا هرشخص نیکوکاری به نبوّت نائل نمیxadگردد.
زیرنویس:
1- سورۀ یوسف، آیۀ 22.
2- تفسیر طبری، ج18، ص182.
3- تفسیر طبرسی، ج20، ص272.
4- تفسیر ابوالفتوح رازی، ج3، ص191.
5- تفسیر فخررازی، ج6، ص 398.
استاد مصطفی حسینی طباطبایی دامت برکاته...ما را در سایت استاد مصطفی حسینی طباطبایی دامت برکاته دنبال میکنید
برچسب: بازنگری در معانی قرآن,دانلود کتاب بازنگری در معانی قرآن, نویسنده: بازدید: 165